تبليغاتX
یک شب هزار بوسه

یک شب هزار بوسه

یک شب هزار آمپول!!!!!!!!!!!

ـ پدر عشق بسوزه که آدمو به چه کارایی وامیداره!

ـ عاشقی که نتونست منو نویسنده بکنه بزنم تو کار خودم یعنی خاطرات داروخونه شاید فرجه حاصل بشه

ـ داروخونه و عشق دو ستون زندگی منن پس از این ستون به اون ستون فرجه!

ـ امروز که امتحان زبان دارمو داروخونه نرفتم پس از فردا شرو میکنم

ـ اسم وبلاگمو چیکارش کنم؟ به پیشنهادات برتر جایزه داده میشود

ـ دعاکنین امتحانمو خوب بدم پای آبرو در میونه!!!!!!!!!!

ـ قالبمم عوض کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پیشنهاد؟

ـ بوووووووووووس

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط یک قطره آب  | 

ها

ـ یه سوال خیلی خیلی عجیب امروز ازم پرسیدن

ـ

ـ واحد س********* ک*********س چیه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط یک قطره آب  | 

میدونم من برای نوشتن زاده نشدم اما دوست دارم با شما باشم

ـ دلم برا دریا یه عالمه تنگ شده کاش بازم روی ساحل دلمون مینوشت

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط یک قطره آب  | 

باران

ـ راز خوشبختی آب

ـ سفریست طولانی

ـ که آلوده داغ خورشید

ـ از خود

ـ و بباریدن

ـ راز خوشبختی آب

ـ ناگاه وصالیست به آغوش و دل تک گل سرخ

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط یک قطره آب  | 

شب قدر

ـ بهش گفتم با هر قطره نم شبانه اش چشمانش بوسه ای از لبم میرباید

ـ افسوس که در حسرت گریه میگرید

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 7:34 قبل از ظهر  توسط یک قطره آب  | 

محو عشق

ـ میدونم رنگ چشات قهوه ایه

ـ اما چرا هر بار نگاه میکنم تو دریا گم میشم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط یک قطره آب  | 

همه چی آرومه من ..............

ـ بعد از شیش ماه جنگیدن از پس این بحرانه کمر شکن ۴۰ سالگی بر اومدم

ـشیش ماه سختی بود که مطمیینن همه کسانی که گذروندن منو درک میکنن

ـ باور کنین بخدای مجید اینه نه هزارتا ایمیل دارم که میدونم چهار هزارتاش اگه نوازش دوستانه باشه دو هزارتاش حتمن فحشه پس منو ببخشین دیگه

ـ باید از قندون تشکر کنم که سیخونکاش باعث شد دوباره جوونه بزنم

ـ دریا و نسرینم که جای خود دارن و بقیه ( بقیه جونم بدل نگیرین اسم نبردم از این سه تا حساب میبرم اما ترو خدا بهشون نگینا)!

ـ *من* جونم  فک میکنم کار با ایمیل حل نشه میشه برات اس ام اس زد؟

ـ بوستون دارم یه عالمه

پس اس: بازم بیاین دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط یک قطره آب  |